الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

144

نيايش در عرفات (فارسى)

روز قيامتش نابينا محشور كنيم . او در ان حال گويد : خدايا ! چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آنكه من ( در دنيا بينا بودم ) . خدا به او فرمايد : آرى چون آيات ما براى هدايت تو آمد همه را به طاق فراموش و غفلت نهادى امروز هم تو را ( ملائكهء رحمت ) فراموش ( و بى بهره ) خواهند كرد » . همچنين در اين دعا درخواست مىشود كه شنوايى و بينايى را ، مراد و وارث من قرار بده . اين دعا و حاجت در بعض دعاهاى ديگر نيز هست و ظاهراً مقصود اين باشد كه عقل ، بصيرت ، درك و هوش مرا تا پايان كار از من نگير كه هوش و درك من تا پس از آنكه همهء اعضا و قوايم را گرفتى باقى باشد ؛ چون در اين صورت تا پايان زندگى خود انسان بر خودش حاكم و صاحب اختيار است به عكس آن كه اگر عقل و هوش او سلب شود ، كارش به دست ديگران مىافتد و زندگى ، بدون نعمت عقل و هوش - اگر چه در نظام كل ، داراى حكمتها و مصالحى است - خالى از سير و سلوك معنوى و كسب اجر و ثواب و بىمحتوا مىشود .